درد میکند،،،،
گاهي همه چيز
آنقدر سريع اتفاق ميافتد
كه فرصتي
براي يك خداحافظي خوب
پيدا نميكنيد!!!
گاهي جاي بوسهاي
كه هنگام خداحافظي نكردهايد
تا ابد درد ميكند!!!
گاهي همه چيز
آنقدر سريع اتفاق ميافتد
كه فرصتي
براي يك خداحافظي خوب
پيدا نميكنيد!!!
گاهي جاي بوسهاي
كه هنگام خداحافظي نكردهايد
تا ابد درد ميكند!!!
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود
آغوشت را امشب به من میدهی
برای گفتن چیزی ندارم
میشود من بغض کنم تو بگویی : مگرخدایت نباشد که اینگونه بغض کنی
میشود من بگویم خدایا…؟
توبگویی:جان دلم
میشودبیایی؟ تمنا میکنم
گله دارم …… ازکی ؟بماند …
ازچی؟بماند…
این روزها دردی برمن سنگینی میکندکه بماند دلیلش چیست ; کیست;
بی حس شده ام خسته شده ام
از تمام جهات
دلم اطمینان میخواهد
اندکی آرامش
اندکی مهم بودن
اندکی بماند………………………………